به گزارش «سراج24» از آغاز رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری یازدهم٬ حسن روحانی تمرکز خود را بر روی حل مساله هستهای و رفع مشکلات اقتصادی با بسته شدن پرونده هستهای ایران در شورای امنیت گذاشت. هر چند این دیدگاه در همان زمان از سوی بسیاری از کارشناسان غیراجرایی خوانده شد ولیکن با همین وعدهها٬ مردم به روحانی رای دادند تا در 100 روز اقتصاد کشور را متحول کند. او در نیم سال اول سال 1392 بر کرسی ریاست بالاترین دستگاه اجرایی کشور نشست و حل پرونده هستهای را در راس کار خود قرار داد. قرار دادن تمامی تخممرغها در سبد مذاکرات هستهای باعث شد تا کارشناسان و دلسوزان نظام به دولت گوشزد کنند که مشکلات اقتصادی با توافق حل نخواهد شد ولیکن مرغ دولت و جریان حامی آن (اصلاحات) یک پا داشت و آن هم حل مشکلات و حتی آب خوردن مردم با توافق هسته ای بود.
سرانجام این توافق رفع کننده تمام ناکارآمدی های دولت به اجرا رسید و اکنون که دولت باید پاسخگوی وعدههای خود در زمینه اقتصاد باشد٬ جریان رسانهای همسو با دولت به دنبال ماله کشیدن بر روی وعده های روحانی هستند. سهیلا جلودارزاده نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی در روزنامه آرمان در این زمینه نوشت: آنگاه که مسئولان باتدبیر مذاکرهکننده کشور در یک مسیر سخت بارها با همتایان خود پای میز مذاکره نشستند این نگرانی وجود داشت که آیا پس از این همه فراز و نشیب توافق بالاخره حاصل میشود یا خیر. زمانی که توافق حاصل شد دغدغه جدیدی به نام برجام جای نگرانی قبلی را گرفت و اینک که برجام اجرایی شده طبیعتا دغدغه جدیدی وجود خواهد داشت: آیا اجرایی شدن برجام کشور را به شرایط پیش از تحریم برمیگرداند؟ اگر جواب مثبت است چقدر طول میکشد؟پاسخ به سوال اول قطعا مثبت است چراکه بیماری کشندهای که به جان اقتصاد کشور افتاده بود با اجرایی شدن برجام رفتهرفته رخت برمیبندد و این تضمین بهبود شرایط است.
وی پاسخ سوال دوم را آسان ندانسته و با همین پیش فرض باب جدیدی به عنوان دوران نقاهت را کشف کرده است. او افزوده: جراحی لازم روی بدن بیمار اقتصاد انجام شده و حالا دوران نقاهت فرارسیده است. دورانی که به عقیده تمام کارشناسان اگر از مرحله درمان مهمتر نباشد کماهمیتتر نیز نیست.
این فعال اصلاحطلب پس از دو سال گره زدن تمام مشکلات به توافق از سوی جریانی که وابسته به آن است٬ اکنون حرف دو سال گذشته مقام معظم رهبری و دلسوزان نظام را تکرار کرده است:« تغییر مدل جامعه از مصرف گرایی (که در این سالها شدیدا ترویج یافت) به سمت تولید یگانه راهی است که زخمهای پیکره اقتصاد کشور را التیام خواهد بخشید. اثرات این تغییر مدل شاید در کوتاهمدت چندان محسوس نباشد، اما در درازمدت بر بالندگی اقتصادی تاثیر خواهد گذشت. هر چند باید پذیرفت که برخی لطمات وارد شده تا اندازهای سنگین است که به این راحتیها جبرانپذیر نیست، اما عصای جادویی وجود ندارد و تنها راه برونرفت از بحران راهاندازی نهضت کارآفرینی است.»



